مدیریت انتقال تکنولوژی
یكی از مفاهیمی كه در روند داد و ستد بین كشورهای در حال توسعه و
توسعه یافته كاربرد فراوان دارد، انتقال فناوری است. این فرآیند یك
سویه كه معمولاً از كشورهای توسعه یافته به كشورهای در حال توسعه
جریان دارد، به صورت دانش فنی در عرصههای مختلف به طرق معینی
جابجا میشود. اما چنین فرآیندی ضرورتاً به توسعه فنی و اقتصادی
بنگاهها یا كشورهای دریافت كننده نمیانجامد.
انتقال فناوری عبارتی است كه برای توصیف فرآیندهای جابجایی دانش در
درون یا بین سازمانها به كار میرود. انتقال فناوری بینالمللی به
شیوه این كار بین كشورها اطلاق میشود. فناوری انتقال یافته،
میتواند به شكل:
- كالا و تجهیزات
- خدمات
- افراد
- ترتیبات سازمانی
- طرح و اسناد فنی
- محتوای انواع برنامههای آموزشی
- و ...
ارایه
شود.
به علاوه میتواند بهصورت جریان دانش تلویحی انتقال یابد
یعنی دانشی كه كاملاً مدون نشده و در مهارتهای افراد تجسم پیدا
میكند.
از سوی دیگر، این دانش میتواند بهصورتهای زیر مورد توجه قرار
گیرد:
• استفاده و راهاندازی فناوری جدید
• دانش مورد نیاز برای تغییر فناوری و نوآوری
• دانش طراحی و مهندسی جهت اصلاح فناوری
كسب و جذب فناوریهای خارجی و توسعه آنها فرآیند پیچیدهای است كه
نیازمند تلاشهای چشمگیر است. چندین عامل باعث افزایش پیچیدگی فوق
خواهد بود. برخی ازاین عوامل عبارتند از:
• كسب و مسلط شدن بر فناوری پرهزینه است.
• كسب و مسلط شدن بر فناوری زمانبر است.
• كسب و مسلط شدن بر فناوری نیاز به پیش زمینههای سازمانی و
اجتماعی دارد.
• فناوریهای كسب شده اغلب باید با شرایط محل تطبیق یابند.
• عموماً فناوری كالایی نیست كه بتوان بهصورت دستگاه آماده
استفاده آن را منتقل نمود.
• فناوری شامل اجزایی ناگفته است كه نمیتوان به راحتی در قالب
اسناد مكتوب تدوین كرد. درک درست از فناوری نیازمند كوششی گسترده و
سازماندهی شده است.
به عبارت دیگر، فناوری فقط شامل دستگاه و سایر اجزای سختافزاری
نیست. فناوری دارای اجزای مختلفی است كه سختافزار فقط یك عنصر آن
است. از این نظر، عبارت انتقال فناوری به رغم كاربرد رایج آن
میتواند گمراه كننده باشد، چون كسبكننده را بهصورت دریافتكننده
منفعل محصولی تصویر میكند كه در جای دیگر به دست آمده است و
فناوری را بهصورتی نشان میدهد كه میتوان به راحتی منتقل كرد.
در واقع، این دو فرآیند (كسب فناوریهای خارجی از طریق انتقال
فناوری از یك سو و یادگیری فناوری در داخل بنگاه از سوی دیگر) مكمل
یکدیگر و کاملاً بههمپیوسته میباشند. از این رو ظرفیتهای
دریافتکننده تکنولوژی نقش اصلی را در بنیاد گذاشتن شالوده
همسانسازی مؤثر فناوریهای خارجی دارد. در عین حال، كسبكننده
فناوریهای خارجی دریافت كنندهای منفعل نیست و یادگیری بیشتر
فناوری برای كاربرد مؤثر فناوری و نیز توسعه بیشتر این فناوریها
لازم است. در این میان عدم شناخت هزینهها، ریسك و سود، عدم شناخت
كاربرد تكنولوژی، فقدان ابزار مناسب و دقیق جهت اندازهگیری پیشرفت
كار، ضعف تصمیمسازی برای ادامه یا توقف پروژه انتقال تکنولوژی،
ضعف ارتباطات، عدم تعهد مدیریت و لغزش برنامهریزی از مهمترین
موانع انتقال بهینه تکنولوژی در یک بنگاه میباشند.
از این رو انتقال درست فناوری و انتقال فناوری درست، فرآیندی
پیچیده و زمانبر است و باید با نگاهی پروژهای-پروسهای به آن
نگریست. فرآیندی که مشاوران هرمس با افتخار آماده ارایه خدمات
تخصصی در این خصوص به شما میباشند.
لطفاً برای کسب اطلاعات بیشتر از طریق ارسال پیام به پست الکترونیکی
info@HermesCo.net
اقدام فرمایید. |